آقاجانی سیاه کلاه آلارلو(آلارلی)قفقازی

در اواسط دهه ۷۰ یکی از دوستان خوش ذوق و اهل ادب،کتاب «ریشه‌ها» نوشته *الکس هیلی*را برای مطالعه امانت داد.یادداشتهایی از این کتاب داشتم که اینک این پژوهش فرصت یاد آوری آنرا مهیا ساخت. این کتاب در سال ۱۹۷۶ منتشر شده و یکی از اثرگذارترین آثار ادبیات آمریکا درباره برده‌داری، هویت و ریشه‌های خانوادگی محسوب می‌شود. در ادامه خلاصه ای از این کتاب ارائه می‌کنم:
این کتاب داستان کونتا کینته (Kunta Kinte) را روایت می‌کند، جوانی از قوم ماندینکا در گامبیا، آفریقا، که در قرن هجدهم توسط شکارچیان برده،اسیر و به آمریکا برده می‌شود.

او در مستعمره‌های آمریکایی به بردگی گرفته می‌شود و علیرغم مقاومت اولیه، ناچار به پذیرش شرایط سخت بردگی می‌شود.
کونتا کینته نامش را، فرهنگ و هویتش را حفظ می‌کند، اما نسل‌های بعدی او که در بردگی به دنیا می‌آیند، به‌تدریج از ریشه‌های آفریقایی خود دور می‌شوند. روایت کتاب نسل به نسل ادامه می‌یابد و داستان فرزندان، نوه‌ها و نوادگان کونتا کینته را بازگو می‌کند تا سرانجام به خود نویسنده، الکس هیلی، می‌رسد که تلاش می‌کند «ریشه‌ها» ی خانوادگی‌اش را کشف کند.
مضامین اصلی کتاب:
… تاریخ برده‌داری و تأثیر آن بر هویت سیاه‌پوستان آمریکایی
… اهمیت ریشه‌ها، خاطره جمعی و تاریخ شفاهی
… تلاش برای بازپس‌گیری هویت ازدست‌رفته
… پیوند میان گذشته، حال و آینده
کتاب ریشه‌ها،هم یک رمان تاریخی است و هم یک پژوهش نسب‌شناسی شخصی؛

هیلی سال‌ها تحقیق و سفر انجام داد تا داستان اجداد خود را بازسازی کند. این اثر تأثیر زیادی بر جامعه آمریکا گذاشت و بعدها به یک سریال تلویزیونی بسیار موفق تبدیل شد.
الکس هیلی در فرآیند جست‌وجوی ریشه‌های خانوادگی خود، به چند کلمه کلیدی مهم برخورد که نقش تعیین‌کننده‌ای در پیدا کردن قبیله اجدادی‌اش داشتند. این کلمات از طریق روایت‌های شفاهی خانوادگی که نسل به نسل منتقل شده بود به او رسیده بودند. مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از:

کنتا (Kunta): تلفظ دیگری از نام کونتا که در برخی روایت‌ها استفاده می‌شد.
الکس هیلی این اسامی را که در حافظه خانوادگی حفظ شده بود، سرنخ قرار داد. او به گامبیا سفر کرد و در روستای جوفوره با یک گریو (griot)(راوی شفاهی تاریخ قبیله) ملاقات کرد.

این راوی بر اساس حافظه تاریخی قبیله، داستان جوانی به نام کونتا کینته را که چهار نسل پیش به اسارت گرفته شده بود، بازگو کرد و تأیید کرد که او از همین روستا بوده است.
به‌عبارتی، این کلمات کلیدی: نام شخص، نام روستا، و نام قبیله بودند که مثل رمزهایی عمل کردند و به هیلی امکان داد تا پس از صدها سال، پیوند گمشده میان خودش و اجداد آفریقایی‌اش را بازسازی کند.

کونتا کینته (Kunta Kinte): نام جد اول که داستانش به‌عنوان یک جوان آفریقایی که اسیر شد و به آمریکا برده شد، در خانواده باقی مانده بود.

جوفوره (Juffureh یا Juffure): نام روستایی در گامبیا که در روایت‌ها به‌عنوان زادگاه کونتا کینته ذکر می‌شد.

کینته (Kinte): نام خانواده یا دودمان که به‌عنوان شناسه اصلی نسب شناخته می‌شد.

کینتا کنده (Kinte clan): اشاره به طایفه یا خاندان اجدادی دیگری از نام کونتا که در برخی روایت‌ها استفاده می‌شد.
به‌عبارتی، این کلمات کلیدی: نام شخص، نام روستا، و نام قبیله بودند که مثل رمزهایی عمل کردند و به هیلی امکان داد تا پس از صدها سال، پیوند گمشده میان خودش و اجداد آفریقایی‌اش را بازسازی کند.

حتی با یک کلمه بعنوان سرنخ از تاریخ شفاهی میتوان به تاریخ مکتوب با راستی آزمایی دست یافت.

تاریخ شفاهی روشی در پژوهش تاریخی است که بر ثبت و ضبط روایت‌ها، خاطرات و تجربه‌های افرادی که شاهدیامشارکت‌کننده در رویدادهای تاریخی بوده‌اند، تمرکز دارد.

در این روش، تاریخ از زبان افرادعادی،فعالان،شاهدان عینی، یا حتی مسئولان و مقامات ثبت می‌شود، نه صرفاً از اسناد مکتوب یا رسمی.
یکی از نکات کلیدی تاریخ شفاهی که بعنوان
منبع مکمل آن میباشد،این است که تاریخ شفاهی اسناد نوشتاری را جایگزین نمی‌کند، بلکه آن‌ها را تکمیل می‌کند، به‌ویژه در جاهایی که اسناد مکتوب وجود ندارد یا ناقص‌اند.
تاریخ شفاهی در زمینه نَسَب‌شناسی (شجره‌نامه‌نگاری) نیز کاربرد مهم و ویژه‌ای دارد، به‌ویژه در جوامعی که اسناد مکتوب خانوادگی، اداری یا رسمی محدود، ناقص یا از بین رفته‌اند.
در این زمینه، تاریخ شفاهی به معنای جمع‌آوری روایت‌ها، خاطرات، و دانسته‌های نسل‌های قدیمی‌تر درباره تبار، ریشه‌ها، و پیوندهای خانوادگی است.
چند نکته مهم در کاربرد تاریخ شفاهی در نسب‌شناسی:
۱:منبع اصلی اطلاعات شفاهی:

افراد سالمند خانواده یا طایفه که اطلاعات شفاهی درباره اجداد، مهاجرت‌ها، وصلت‌ها، و وقایع مهم خانوادگی دارند.

۲:ترکیب با منابع مکتوب: بهترین نتیجه زمانی به دست می‌آید که داده‌های شفاهی با اسناد موجود (مانند شناسنامه‌ها، قباله‌ها، اسناد ملکی، یا سنگ‌قبرها) تلفیق شود.
در بسیاری از فرهنگ‌ها، حفظ حافظه خانوادگی و نسب از طریق روایت شفاهی یک سنت دیرینه است، و حتی اصطلاحاتی مانند “نسب‌دان” یا “شجره‌دان” به کسانی گفته می‌شد که این دانش را سینه‌به‌سینه منتقل می‌کردند

۳:ثبت نام‌ها، مکان‌ها و رویدادها: ممکن است تنها از طریق روایت‌ها بتوان اطلاعاتی درباره زادگاه، محل دفن اجداد، یا دلیل تغییر نام خانوادگی به دست آورد.

۴:بررسی روایت‌های متنوع و گاه متناقض: روایت‌ها ممکن است متفاوت یا متضاد باشند؛ بنابراین نیاز به اعتبارسنجی و مقایسه منابع شفاهی مختلف وجود دارد.

با توجه به مختصات تاریخ شفاهی حتی با یک کلمه میتوان با جرات تمام به سراغ اسناد و تاریخ مکتوب رسمی رفت و پژوهشی در نسب شناسی انجام داد.

در گفتار و تاریخ شفاهی پدر، اصغر عمی و بزرگان فامیل به کرات با واژه و کلمه سییو کولو یا سیا کولولی آشنا و مانوس گردیدم و تنها با اینسرنخ میتوان به سراغ تاریخ رسمی مکتوب رفت و ریشه ها را پیدا کرد.

2 دیدگاه در “آقاجانی سیاه کلاه آلارلو(آلارلی)قفقازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *