جنگ روایتها؛ آیا توافق ایران و آمریکا آغاز یک عقبنشینی تاریخی است؟

«جنگ روایتها ایران و آمریکا»
سیاست جهانی تنها در میدان جنگ یا پشت میز مذاکرات تعیین نمیشود. آنچه گاه از خودِ جنگ و توافق مهمتر جلوه میکند، «روایت» است؛ روایتی که دولتها برای افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی میسازند تا شکست را پیروزی و عقبنشینی را تاکتیک معرفی کنند.
امروز ایران و آمریکا در یکی از پیچیدهترین مقاطع تقابل سیاسی چهار دهه اخیر قرار گرفتهاند؛ جایی که همزمان با جریان مذاکرات، دو روایت کاملاً متفاوت در حال شکلگیری است. روایت رسمی تهران از «پیروزی مقاومت» سخن میگوید و روایت واشنگتن از «عقبنشینی تدریجی ایران».
این وضعیت را میتوان در ادامه تحلیلهای پیشین درباره روابط ایران و آمریکا بررسی کرد.
اما واقعیت چیست؟
جنگ روایتها؛ مهمترین میدان سیاست در قرن بیست و یکم
در علوم سیاسی مدرن، مفهوم «جنگ روایتها» به رقابت دولتها برای کنترل برداشت عمومی از یک رویداد گفته میشود.
در بسیاری از بحرانهای بینالمللی، آنچه مردم میبینند الزاماً همان واقعیت پشت پرده نیست. دولتها تلاش میکنند شکستهای خود را در قالب موفقیتهای تاکتیکی بازتعریف کنند.
در پرونده توافق احتمالی ایران و آمریکا نیز چنین وضعیتی به وضوح مشاهده میشود.
ایران تلاش دارد هرگونه توافق را نتیجه مقاومت و ایستادگی معرفی کند؛ در حالی که بخش مهمی از روایت آمریکایی بر تغییر رفتار منطقهای و استراتژیک جمهوری اسلامی تأکید دارد.
توافق روی کاغذ؛ طراحی برای جلوگیری از شکست داخلی ایران
یکی از مهمترین نکات در هرگونه توافق احتمالی، متن رسمی منتشر شده یا بندهای روی کاغذ است.

به نظر میرسد بسیاری از بندها به گونهای طراحی شدهاند که در داخل ایران به عنوان شکست آشکار تلقی نشوند.
ساختار سیاسی جمهوری اسلامی طی حدود پنج دهه بر مجموعهای از شعارهای بنیادین استوار بوده است؛ از جمله مقاومت در برابر آمریکا، استقلال سیاسی و مقابله با نفوذ غرب.
نوشته قبلی:
هر توافقی که این اصول را به صورت مستقیم نقض کند، میتواند به بحران مشروعیت داخلی منجر شود.
«جنگ روایتها ایران و آمریکا»
در نتیجه متن توافق باید به گونهای تنظیم شود که در ظاهر، نوعی حفظ شأن سیاسی حکومت را نمایش دهد.
ضرورت جلوگیری از فعال شدن جریانهای دلواپس داخلی
یکی از نگرانیهای ساختار سیاسی ایران، واکنش نیروهای موسوم به جریانهای تندرو و دلواپس است.
این جریانها هرگونه مصالحه با آمریکا را عبور از اصول انقلاب قلمداد میکنند.
از این رو حکومت ناچار است حتی در صورت پذیرش امتیازهای بزرگ، آنها را با ادبیات «نرمش قهرمانانه» بازتعریف کند.
همان مفهومی که سالها پیش در پرونده هستهای وارد ادبیات سیاسی ایران شد.
روایت آمریکایی؛ تهران در حال عقبنشینی تدریجی است
«جنگ روایتها ایران و آمریکا»
در سوی دیگر، مقامات آمریکایی روایت متفاوتی ارائه میکنند.
آنچه در روایت آمریکایی دیده میشود، مجموعهای از تغییرات گستردهتر است.
اظهارات رسانهای و گزارشهای بین المللی نشان میدهد واشنگتن از توافق احتمالی تنها به عنوان یک پرونده هستهای یاد نمیکند.
از جمله:

- باز شدن مسیرهای کشتیرانی و امنیت تنگه هرمز
- کنترل برنامه هستهای ایران
- ورود به مذاکرات موشکی
- کاهش نقش ایران در لبنان و پرونده حزبالله
- محدود شدن نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی
این روایت نشان میدهد آمریکا توافق را صرفاً یک مصالحه فنی نمیبیند، بلکه بخشی از پروژه تغییر رفتار جمهوری اسلامی تلقی میکند. «جنگ روایتها ایران و آمریکا»
مسئله سرمایههای بلوکه شده و محدودیت در نحوه هزینهکرد
یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات، منابع مالی آزاد شده ایران است.
بر اساس برخی گزارشها، بخشی از این سرمایهها ممکن است صرف خرید کالاهای مشخص از بازارهای مورد تأیید آمریکا شود.
گزارشهایی وجود دارد که حکایت از خرید نهادههای کشاورزی و مواد اولیه از بازار آمریکا دارد.
مواردی نظیر:
- ذرت
- جو
- یونجه
- نهادههای دامی
- کالاهای کشاورزی
اگر کشوری نتواند درباره نحوه مصرف منابع مالی خود تصمیم مستقل بگیرد، مفهوم استقلال اقتصادی وارد مرحلهای بحرانی میشود.
و این « جنگ روایتها ایران و آمریکا» هست.
بحران اقتصادی ایران؛ متغیر اصلی تغییر رفتار سیاسی
اقتصاد معمولاً جایی است که دولتها را مجبور به تصمیمهای تاریخی میکند.
ایران طی سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه بوده است:

- کاهش ارزش پول ملی
- تورم مزمن
- کاهش سرمایهگذاری خارجی
- فرار سرمایه
- افزایش فقر
- کاهش قدرت خرید طبقه متوسط
- رکود صنعتی
- بحران بودجه دولت
درباره پیامدهای اقتصادی این تحولات، پیشتر در نوشته «وضعیت معیشتی مردم ایران پس از توافق آمریکا و جمهوری اسلامی» اشاره شده است.
در چنین شرایطی سیاست خارجی دیگر صرفاً تابع ایدئولوژی نیست.
اقتصاد، تصمیمگیر نهایی میشود.
فشار اقتصادی چگونه سیاست خارجی را تغییر میدهد؟
بر اساس گزارشهای صندوق بینالمللی پول، رشد اقتصادی ایران همچنان با چالش روبهرو است.
در نظریههای اقتصاد سیاسی، دولتهایی که وارد مرحله فرسایش اقتصادی میشوند، به تدریج مجبور به تغییر در سیاست خارجی خواهند شد.
زیرا ادامه وضعیت قبلی میتواند ثبات داخلی را تهدید کند.
این همان نقطهای است که امروز ایران به آن نزدیک شده است.
تجربه اتحاد شوروی؛ وقتی اقتصاد، ابرقدرت را شکست داد
تاریخ نمونههای فراوانی از دولتهایی دارد که پیش از شکست نظامی، دچار فروپاشی اقتصادی شدند.

یکی از مهمترین نمونهها، اتحاد جماهیر شوروی است.
«میخائیل گورباچف»
در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰، اقتصاد شوروی وارد مرحله بحران شدید شد.
برخی دادههای تاریخی منتشر شده در مطالعات بانک جهانی نشان میدهد بحران اقتصادی میتواند ساختارهای سیاسی را دگرگون کند.
کمبود کالا، تورم پنهان، کاهش تولید و فرسودگی ساختار اقتصادی باعث شد ساختار سیاسی شوروی ناچار به اصلاحات شود.
جمله تاریخی گورباچف به هلموت کول
روایتی مشهور از مذاکرات میان هلموت کوهل، صدر اعظم آلمان و گورباچف وجود دارد.
در آن مقطع گورباچف صراحتاً اعلام کرده بود که مردم شوروی در شرایط دشوار اقتصادی قرار گرفتهاند و دولت دیگر توان حفظ ساختار قبلی را ندارد.
این جمله نشانهای بود از لحظهای که اقتصاد بر ایدئولوژی غلبه کرد.
آیا ایران در نقطه مشابه شوروی قرار گرفته است؟
طبیعتاً ایران امروز شوروی دهه ۱۹۸۰ نیست.
ساختار سیاسی، جایگاه منطقهای و بافت اجتماعی متفاوت است.
اما شباهتهایی وجود دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
از جمله:
- فشار اقتصادی سنگین
- کاهش امید اجتماعی
- دشواری تأمین بودجه
- افزایش فاصله طبقاتی
- محدود شدن ظرفیت مانور سیاست خارجی
در چنین شرایطی توافق با آمریکا دیگر یک انتخاب نیست.
ممکن است تبدیل به ضرورت شود.
عقبنشینی ایدئولوژیک یا بازتعریف بقا؟
پرسش اصلی اینجاست.
اگر جمهوری اسلامی از بخشی از مواضع تاریخی خود عبور کند، آیا این شکست است؟
یا صرفاً نوعی بازتعریف استراتژی برای بقا؟
در علم سیاست، بسیاری از نظامها زمانی که وارد بحران میشوند، اصول گذشته را تعدیل میکنند تا ساختار اصلی حفظ شود.
ایران در حال عبور از نیم قرن شعارهای انقلابی؟
اگر توافق نهایی شامل تغییرات در سیاست منطقهای، پرونده موشکی و کاهش تقابل با غرب باشد، میتوان گفت جمهوری اسلامی وارد یکی از بزرگترین تغییرات استراتژیک تاریخ خود شده است.
تغییری که ممکن است پایان بخشی از گفتمان پنجاه ساله باشد.
نتیجه نهایی؛ شکست نظامی تعیینکننده نیست، شکست روایتها مهمتر است
شاید مهمترین مسئله امروز ایران نه متن توافق، بلکه نحوه روایت آن باشد.
دولت تلاش میکند توافق را پیروزی مقاومت معرفی کند.
آمریکا آن را عقبنشینی تدریجی تهران میداند.
اما واقعیت آن است که بحران اقتصادی معمولاً دولتها را به سمت تصمیمهایی سوق میدهد که سالها پیش غیرممکن به نظر میرسید.
شوروی این مسیر را تجربه کرد.
تاریخ نشان داده زمانی که اقتصاد فرسوده میشود، سیاست نیز ناچار به تغییر خواهد شد.

جنگ روایتها ایران و آمریکا… آینده ایران
شاید امروز ایران در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری باید میان استمرار گذشته و ضرورت تغییر، یکی را انتخاب کند.
این بحث در امتداد نگاه تاریخی من در نوشته« سمت درست تاریخ ایستادهام» نیز قابل بررسی است.
و شاید بزرگترین نبرد امروز نه در میدان نظامی، بلکه در جنگ روایتها در جریان است.
و آغازی با جنگ روایتها ایران و آمریکا
برای اطلاع از عناوین و نوشته ها، به نقشه طلایی سایت مراجعه کنید:

دیدگاهها