در واکاری و جستجوهای تاریخی جهت شناخت گذشتگان و دستیابی به اجداد، اقوام و خویشان و ترسیم درست شجره نامه باید به نکات کلیدی در این مسیر اشاره کرد. با این کلید واژه ها و بعبارتی «کلمات کانونی» میتوان در این کاوش به موفقیت شایانی نائل شد.
در اثر تاثیر همین کلید واژه ها در جستجوی ریشه ها بودم که طبق نوشته هایم به کلمه کانونی سیوکولا یا سیوکولولی و آلارلی یا آلارلو، طبق تاریخ شفاهی و گفته های پدر و اصغر عمو، رسیدم و بهتر است که در این مورد توضیحی ارائه شود تا مسیر جستجو هدفمند پیش رود
در این راه هر چند نوشته های آنلاین و دیجیتالی مفید بودند ولی دستیابی به متن کتابها یا نوشته های چهارچوب دار و محکم، ارزش و جایگاه بهتری دارند.
منابع تحقیقی لاجرم به کتابخانه ها و مراکز اسناد ملی منتهی میگردد. که در پی این موضوع قصد خود را برای رسیدن به منابع فوق برای کتابخانه ملی و مرکز اسناد ملی و کتابخانه مجلس و…. ارسال داشتم.در همه این مراکز چندین فیلتر و نام نویسی و فرم پرکردنها و کد ملی گفتنها …
☆به کتاب و سندی نرسیدم.!!! ☆
دست از پا درازتر به منابع و مراکز آنسوی مرزها اندیشیدم. زهی خیال باطل، جواب نمیدن!؟؟
«بدجوری به این کلاف سردرگم افزوده بود.»
برای امتحان، یک ایمیل برای دستیابی بر اولین منبع پژوهشی، به کتابخانه ملی یک کشور بیگانه ارسال داشتم که کاملا میدونستم بیهوده است، از بس که خودیها مانع تراشی کرده بودند، امیدی نداشتم که جواب بدهند.
در کمتر از 24 ساعت اولین منبع دیجیتالی بدستم رسید هر چند مدرن نبود ولی جای شکرش باقی بود.
منبع اول کتابی هست بنام
Alar və alarlar
آلار و آلارها اثر بیلال آلارلی 1958
که با ولع تمام خواندم.
ماحصل این خوانش و اولین منبع جستجودر حول محوری واژه کانونی آلارلی یا آلارلو میباشد که بصورت خلاصه ارائه میشود.
در این منبع در جستجوی واژه مرکزی و کلمه کانونی آلارلی یا آلارلو بودم که یکی از کلمات شفاهی فامیل بوده است.
طبق کتاب فوق در شجره شناسی و جستجوی ریشه ها باید به نام،مکان وزمان توجه ویژه ای داشت تا پژوهشی علمی تاریخی و نسب شناسانه انجام پذیرد.
آیا واژه «آلار» یا «آلارلی» یا «آلارلو» اگر به یک طایفه یا قوم اشاره داشته باشد، در صورت اثبات تاریخی،
میتواند یک اتنونیم طایفهای محسوب شود؟!
در زبانشناسی و مردمشناسی، اتنونیم واژهای است که برای اشاره به هویت قومی یا نژادی یک گروه انسانی به کار میرود.
واژه «Ethnonym» از دو بخش یونانی تشکیل شده:
ethnos = قوم / ملت
onyma,onoma = نام
Etnonim: نام قوم، نام طایفه یا نام گروه قومی، مانند «ترک»، «اوغوز»، «شاهسون»، «قراقویونلو»,«ایرانی»،«ترک»،«تالش»،«لزگی» وغیره.
واژهٔ «اتنوس» (ethnos یونانی) در معنای عام به «مردم» یا «قوم» اشاره دارد، اما در معنای دقیقتر و گستردهتر، قبیله، طایفه، گروه قومی و دیگر واحدهای مشابه را نیز در بر میگیرد.
وجود هر یک از این واحدهای قومی با داشتن نام مشخص، قلمرو جغرافیایی و نشانههای دیگر شناسایی میشود. در تاریخ، اقوامی وجود داشتهاند که نامشان تا دوران معاصر باقی نمانده و همچنان برای پژوهشگران تاریخی رازآلود مانده است.
نامگذاری اقوام، اتنونیمها،بسیاری از رویدادهای تاریخی را روشن میسازد، امکان بررسی عینی لایههای زمانی تاریخ را فراهم میآورد و یاریرسان مهمی در مطالعات است؛
بهویژه در مورد اقوامی که شمارشان اندک بوده یا به دلایل گوناگون در دورهای از تاریخ از میان رفتهاند، یا در فرایند همگونسازی (assimilatio به فرایندی گفته میشود که در آن یک فرد یا گروه، بهتدریج ویژگیهای یک فرهنگ، زبان یا جامعهٔ دیگر را میپذیرد و با آن «همگون» میشود)جذب شدهاند.
بهصورت استعاری میتوان گفت که نقشهٔ قومی معاصر جهان، مانند رودخانهای است که از چندین شاخهٔ اصلی و فرعی تشکیل شده؛ برخی از این شاخهها همچنان جریان دارند و برخی دیگر خشکیده و ناپدید شدهاند.
بسیاری از اتونیمها در قالب نامهای جغرافیایی یا توپونیمها (توپونیم
Toponym=از یونانی topos = مکان + onoma = نام.
نام مکان است نام جغرافیایی؛ نام هرگونه مکان مثل شهر، روستا، رودخانه، کوه، دشت و… مثل تهران، باکو، تالش، خطبه سرا، بوراسرا)
حفظ شدهاند.
علم مطالعهٔ نامهای جغرافیایی، توپونیمیک یا توپونیمشناسی نامیده میشود.
این رشته به بررسی معنای نامها، منشأ آنها، املای صحیح (ترانسکریپسیون،Transcription
«رونویسی آوایی» به فرایندی گفته میشود که در آن واژه یا متنِ یک زبان، بر اساس تلفظ آن، با حروف زبان دیگر نوشته میشو)، ساختار دستوری، و قوانین پیدایش و تحول نامهای مکان میپردازد.
بر اساس شیوهٔ نامگذاری، یکی از گروههای ویژهٔ توپونیمها، «اتنوتوپونیمها» هستند؛
یعنی نامهای مکانی که بر پایهٔ نام طایفه، قبیله یا گروه قومی شکل گرفتهاند.مانند «ترکمانچای»، «شاهسونلو»، «قرهباغ» در برخی تفاسیر تاریخی-قومی، یا بسیاری از روستاها و مناطق با پسوند «لی»، «لو» که به نام طوایف اشاره دارند.
شرایط طبیعی-جغرافیایی مساعد آذربایجان، ویژگیهای تکامل تاریخی آن، موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه و عوامل دیگر، از دوران باستان تاکنون، علاوه بر قبایل و طوایف بومی، گروههای مهاجر دیگری (از جمله ساسانیان، اعراب و غیره) را نیز به این سرزمین جذب کرده است.
روایتهای قهرمانانه، افسانهها و داستانهای پر از مبارزه و رمز و راز مردمان این مرزوبوم، همواره جذاب و شنیدنی بودهاند.

دیدگاهها