توافق ایران و جنگ 12 روزه؛آیا پایان جنگ، نشانه پیروزی است یا آغاز یک تسلیم سیاسی

شروع جنگ دوم!!!
توافق ایران و جنگ 12 روزه؛ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، نقطهای حساس در تاریخ سیاسی ایران معاصر است؛ روزی که همزمان با سالگرد آغاز جنگ ۱۲ روزه ایران، کشور در آستانه امضای توافقی قرار گرفته که بسیاری آن را مهمترین رخداد سیاسی یک سال اخیر میدانند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این تفاهم، نتیجه یک پیروزی دیپلماتیک است یا محصول فشار جنگ و عقبنشینی تدریجی از مواضع پیشین؟
1-سه مذاکره و دو جنگ؛ فروپاشی نظریه «نه جنگ، نه مذاکره»:
برای سالها، سیاست رسمی جمهوری اسلامی بر پایه گزارهای استوار بود که بارها تکرار میشد: «نه جنگ میشود و نه مذاکره.»
اما در فاصله تنها ۱۲ ماه گذشته، واقعیت مسیر متفاوتی را ثبت کرد. سه دور مذاکره مستقیم و غیرمستقیم انجام شد و همزمان دو جنگ مهم منطقهای نیز رخ داد.
اکنون این سؤال مطرح شده که اگر هم جنگ رخ داده و هم مذاکره انجام گرفته، پس بنیان آن راهبرد سیاسی چه سرنوشتی پیدا کرده است؟
2-توافقی محرمانه؛ چرا جزئیات از مردم پنهان مانده است؟:
فردا قرار است توافق جدید به شکل دیجیتالی امضا شود؛ توافقی که هنوز هیچ مقام رسمی جزئیات کامل آن را برای افکار عمومی منتشر نکرده است.
در عرف دیپلماسی بینالمللی، هرگاه متن یک توافق از مردم پنهان نگه داشته شود، معمولاً یک نگرانی جدی وجود دارد:
هزینه سیاسی پذیرش توافق، بالاتر از ظرفیت اجتماعی آن است.
این سکوت باعث شکلگیری یک پرسش مهم شده است:
ایران دقیقاً چه داده و در مقابل چه خواهد گرفت؟
3-عبور از خطوط قرمز؛ وقتی اصول دیروز تغییر میکنند:
در سالهای گذشته، مقامات جمهوری اسلامی همواره از «خطوط قرمز» سخن گفتهاند؛ اصولی که عبور از آنها غیرممکن معرفی میشد.
اما اکنون بسیاری معتقدند روند مذاکرات اخیر نشان میدهد بخشی از همان خطوط قرمز یا کنار گذاشته شده یا عملاً تغییر کردهاند.
این مسئله، اعتماد عمومی را با چالشی جدی روبهرو کرده است.
4-توافق نقد و نسیه؛ آنچه داده میشود فوری است، آنچه گرفته میشود وعده آینده:
بررسی الگوی توافقهای مشابه در سیاست بینالملل نشان میدهد زمانی که یک طرف امتیازات خود را فوراً واگذار کند اما دریافت امتیاز متقابل به آینده موکول شود، توافق از حالت متوازن خارج میشود.
در این تفاهم نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند:
امتیازاتی که ایران واگذار میکند، نقدی و فوری هستند.
امتیازاتی که ایران دریافت خواهد کرد، زماندار و نسیه خواهند بود.
همین مسئله باعث افزایش تردیدها درباره کیفیت واقعی توافق شده است.
5-بزرگترین دستاورد نظام؛ فقط پایان جنگ؟:
طرفداران توافق معتقدند مهمترین نتیجه این تفاهم، پایان درگیری نظامی و جلوگیری از گسترش بحران است.
اما سؤال مهم اینجاست:
اگر تنها دستاورد یک توافق، توقف جنگ باشد، آیا میتوان آن را پیروزی نامید؟
در تاریخ سیاسی جهان، بسیاری از توافقها نه به معنای پیروزی، بلکه صرفاً برای جلوگیری از خسارت بیشتر امضا شدهاند
6-جنگ روایتها؛ نبرد واقعی پس از امضای توافق آغاز میشود:
تجربه تاریخی نشان داده پایان جنگ نظامی، آغاز جنگی جدید است؛ جنگ روایتها.
هر طرف تلاش میکند خود را برنده معرفی کند.
اگر مسئولان کشور معتقدند در این توافق ایران و جنگ ۱۲ روزه دست بالا را داشتهاند، سادهترین راه اثبات آن شفافیت است.
مردم امروز انتظار دارند مفاد توافق بدون سانسور و بدون ابهام منتشر شود.
7-آینده توافق ایران؛ صلح پایدار یا آتشبس موقت؟:
تحلیل بسیاری از رسانههای بینالمللی نشان میدهد توافقهایی که تحت فشار جنگ شکل میگیرند، معمولاً پایان بحران نیستند.
در بسیاری از موارد، چنین توافقهایی صرفاً بحران را از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل میکنند.
به همین دلیل، آینده این تفاهم همچنان نامطمئن و وابسته به اجرای واقعی تعهدات طرفین خواهد بود.
8-پرسش نهایی؛ جمهوری اسلامی در یک سال گذشته برنده بوده یا بازنده؟:
مرور ۱ سال گذشته نشان میدهد:
۲ جنگ مهم رخ داده است.
۳ دور مذاکره برگزار شده است.
خطوط قرمز پیشین تغییر کردهاند.
متن توافق هنوز علنی نشده است.
اکنون تاریخ یک سؤال مهم میپرسد:
آیا جمهوری اسلامی در این مسیر برنده بوده یا صرفاً تلاش کرده هزینههای شکست را مدیریت کند؟
در سیاست، همیشه پیروزی را میدان جنگ تعیین نمیکند.
گاهی آنکه روایت نهایی را در ذهن مردم ثبت میکند، برنده واقعی تاریخ خواهد بود.

دیدگاهها