توافق ایران و آمریکا

تحلیل توافق ایران و آمریکا پس از نیم قرن تنش سیاسی
توافق ایران و امریکا
رابطه ایران و آمریکا طی نزدیک به پنج دهه گذشته یکی از پرتنشترین روابط سیاسی جهان بوده است. از زمان بحران گروگانگیری تحکیم وحدتی تا امروز، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران عمدتاً بر پایه تقابل ایدئولوژیک با ایالات متحده تعریف شده است. اما اکنون این پرسش مهم مطرح میشود که چرا پس از سالها دشمنی، شرایط به سمتی حرکت کرده که سخن از توافق ایران و آمریکا مطرح شده است؟ آیا این تغییر نتیجه شکستهای نظامی، فشار اقتصادی، یا تغییر محاسبات سیاسی حاکمان است؟
سیاست در علم سیاست یک امر ثابت و مقدس نیست
در نظریههای مدرن علم سیاست، سیاست یک امر مطلق و همیشگی نیست. اندیشمندان این حوزه معتقد بودند دولتها نه براساس عقاید ثابت، بلکه بر اساس منافع ملی و بقای سیاسی تصمیمگیری میکنند.
بر همین اساس، هر کشوری ممکن است در شرایطی خاص سیاستهای گذشته خود را تغییر دهد؛ حتی اگر سالها آن سیاست را غیرقابل تغییر معرفی کرده باشد.
آغاز بحران در روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تسخیر سفارت آمریکا در تهران آغازگر بحرانی شد که روابط دو کشور را وارد مرحلهای طولانی از دشمنی کرد.
پیامدهای این اقدام عبارت بود از:
1.قطع روابط رسمی دو کشور
2.آغاز تحریمهای اقتصادی آمریکا
3.شکلگیری سیاست ضد آمریکایی در ساختار ایدئولوژیک حکومت
از همان زمان، موضوع توافق ایران و آمریکا تقریباً غیرممکن به نظر میرسید.
آیا در این نیم قرن منافع ملی اولویت داشت؟
در نگاه درست و اصول سیاسی، دولت زمانی موفق است که رفاه عمومی و توسعه کشور را بر شعارهای ایدئولوژیک ترجیح دهد.
اما طی دهههای گذشته ایران با مشکلات زیر روبهرو شد:
1.تحریمهای گسترده بینالمللی
2.کاهش ارزش پول ملی
3.محدود شدن تجارت جهانی
4.افزایش مهاجرت نخبگان
5.کاهش سرمایهگذاری خارجی
این شرایط نشان میدهد در بسیاری از مقاطع، منافع ملی در اولویت نخست تصمیمگیری سیاسی قرار نگرفت.
پرونده هستهای و تشدید بحران با آمریکا
بحران هستهای ایران یکی از مهمترین عوامل افزایش تنش میان تهران و واشنگتن بود.
اگرچه توافق برجام در سال ۲۰۱۵ امیدهایی ایجاد کرد، اما پس از بازگشت تحریمها، فشار اقتصادی به بالاترین سطح خود رسید.
از این مرحله به بعد، بحث توافق ایران و آمریکا دوباره به یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی تبدیل شد.
چه عواملی باعث تغییر رفتار حاکمان شد؟
در علم سیاست یک اصل مهم وجود دارد:
حکومتها زمانی سیاست خود را تغییر میدهند که ادامه مسیر قبلی بقای آنها را تهدید کند.
مهمترین عوامل این تغییر عبارتاند از:
1-فشار اقتصادی شدید:
تحریمهای چند دهه گذشته اقتصاد ایران را فرسوده کرد و هزینه ادامه تقابل را افزایش داد.
2-شکستهای امنیتی و نظامی:
هرگونه کاهش قدرت بازدارندگی میتواند محاسبات سیاسی حکومت را تغییر دهد.
3-افزایش نارضایتی داخلی:
فشار اقتصادی باعث کاهش رضایت عمومی و افزایش شکاف میان جامعه و حکومت شد.
4-نگرانی درباره بقای ساختار قدرت:
در نظریه رئالیسم سیاسی، بقای حکومت مهمترین اصل تصمیمگیری است.
آیا این تغییر ناشی از تحول فکری است یا اجبار سیاسی؟
از نگاه تحلیلی، تغییر در سیاست خارجی ایران را نمیتوان صرفاً تحول فکری دانست.
احتمال قویتر این است که مجموعهای از عوامل مانند:
بحران اقتصادی
فشار خارجی
فرسایش ساختار قدرت
هزینههای امنیتی بالا
باعث شده حاکمان به سمت توافق ایران و آمریکا حرکت کنند.
جمعبندی نهایی:
اگر روابط ایران و آمریکا را در پنج دهه گذشته بررسی کنیم، میتوان به این نتیجه رسید که سیاست خارجی جمهوری اسلامی بیشتر بر پایه ایدئولوژی تعریف شده بود تا منافع ملی.
اما امروز شریط به گونهای تغییر کرده که همان سیاستهای گذشته در حال بازنگری هستند.
در علم سیاست، این اصل وجود دارد:
هیچ سیاستی تا ابد ثابت نمیماند؛ زمانی که هزینه مقاومت از هزینه تغییر بیشتر شود، چرخش سیاسی رخ میدهد.
بنابراین، آنچه امروز در موضوع توافق ایران و آمریکا دیده میشود، بیش از آنکه یک تغییر ایدئولوژیک باشد، نتیجه فشار واقعیتهای سیاسی و اقتصادی است.

دیدگاهها