طایفه سیاهکلاهان آلارلو قفقازی و جایگاه آن در دوره زندیه

(نقشه ایران در حکومت زندیان یا زندیه ۱۱۲۹–۱۱۷۴ ه.ش
پس از فروپاشی شاهنشاهی افشاریان و تا برآمدن دودمان قاجار به درازای ۴۵ سال در ایران حکومت کرد)
طایفه سیاهکلاهان آلارلو،آلارلی(سیو کولولی)، شاخهای برجسته از ایلات قزلباش با ریشههای ترکی-مغولی، پس از هجوم مغولان به غرب ایران، آناتولی، شام و شمال عراق کوچیدند. تحت تأثیر فرقه صفویه و آمیزش عناصر صوفیانه و شیعی، در جنوب قفقاز (تالش، مغان، شیروان) مستقر شدند. نام «سیاهکلاه» یادگار کلاه سیاه عزاداری برای شیخ حیدر (پدر شاه اسماعیل صفوی) است. این طایفه در عصر صفویه تیولدار و دارای نقش سیاسی-نظامی در خانات محلی قفقاز بودند؛ شاخه آقاجانی آن به عنوان «تالشان کوهستانی و جنگلی» در کرگانرود شناخته شدند و پاسدار مرزهای شمالی بودند.
دوره افشاریه: سرکوب و پراکندگی
در زمان نادرشاه (۱۷۳۶–۱۷۴۷ میلادی / ≈۱۱۴۸–۱۱۶۰ قمری / ≈۱۱۱۵–۱۱۲۶ شمسی)، فرماندهانی چون جلال خان،جه لل، و کلب(کل) حسین خان سیاهکلاه در لشکرکشیها به هند، عثمانی و خوارزم شرکت جستند. اما شورش جلال خان علیه جمعآوری مالیات، به اتهام همدستی با لزگیها سرکوب شد؛ اموال طایفه غارت گردید و بخشی از آنان به داغستان و چچن تبعید شدند. این سرکوبها ساختار ایلی کوهستانیشان را ویران کرد و زمینه رکود طولانیمدت را فراهم آورد.
دوره زندیه: غیاب و حاشیهنشینی

(کریمخان زند (حکومت: ۱۱۶۳ تا ۱۱۹۳ق) حاکمِ شیعه در ایران که پس از مرگ نادرشاه افشار توانست بر همه مدعیان سلطنت پیروز شود و سلسله زندیه را بنیان گذارد)
در زمان کریم خان زند (۱۷۵۱–۱۷۷۹ میلادی / ≈۱۱۶۴–۱۱۹۳ قمری / ≈۱۱۳۰–۱۱۵۷ شمسی)، هیچ نشانهای از حضور یا نقش برجسته این طایفه در منابع تاریخی زندیه دیده نمیشود. حکومت زند بر پایه طوایف لرتبار (زند، بختیاری و لک) استوار بود و تمرکز آن بر آرامش داخلی، ساخت بناها در شیراز و روابط آرام با عثمانی قرار داشت؛ قفقاز جنوبی عملاً خارج از کنترل مستقیم زندیه بود و خاننشینهای محلی خودمختارانه اداره میشدند. جغرافیای دورافتاده قفقاز و سیاستهای داخلی کریم خان، فرصت احیای طوایف شمالی را از آنان گرفت.
احیای محدود در اواخر زندیه
پس از درگذشت کریم خان (۱ مارس ۱۷۷۹ میلادی / ۱۳ صفر ۱۱۹۳ قمری / ≈۱۰ اسفند ۱۱۵۷ شمسی) و در دوران جانشینان ضعیفتر (تا ۱۷۹۴ میلادی / ≈۱۲۰۹ قمری / ≈۱۱۷۳ شمسی)، با گسترش آشفتگی داخلی، بازماندگان سیاهکلاهان به تدریج سازمان یافتند. تحت رهبری افرادی چون صادق خان سیاهکلاه، آبشنگ خان سیاهکولولی و کل حسین خان، حمایتهایی از آقا محمدخان قاجار در جنگهای محلی کردند. این احیا بیشتر به انتقال قدرت به قاجار پیوند خورد تا زندیه؛ حوزه فعالیتشان همچنان حاشیهای (قفقاز و تالش) ماند.
………..
رکود طایفه سیاهکلاهان آلارلو در دوره زندیه، نتیجه دو عامل اصلی است: سرکوبهای ویرانگر افشاریه که پایه ساختاریشان را نابود کرد، و سیاستهای زندیه که بر مناطق مرکزی و جنوبی ایران متمرکز بود و قفقاز را نادیده گرفت. احیای واقعی و برجسته این طایفه (بهویژه شاخه آقاجانی) در دوره قاجار رخ داد؛ جایی که ابشنگ خان در جنگهای ایران-روسیه مقاومت کرد و پس از عهدنامه ترکمانچای (۲۲ فوریه ۱۸۲۸ میلادی / ۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری / ≈۳ اسفند ۱۲۰۶ شمسی)، با فرمان عباس میرزا به کرگانرود شمالی، اسالم و دامنههای باغرو داغ کوچید و پایه استقرار دائمی آقاجانیها و تیرههای وابسته در تالش امروزی را نهاد.
منابع: بر پایه بررسی منابع تاریخی محلی تالش، Encyclopædia Iranica، و اسناد قاجاری.

دیدگاهها