وقتی سیاست به جای تدبیر، در جستجوی میدان جنگ است
ملتها دولتها را برمیگزینند تا از جان، مال، امنیت و آینده آنان پاسداری کنند؛ نه آنکه آنان را در گرداب بحرانهایی فرو برند که پایانش جز ویرانی و اندوه نیست. فلسفه وجودی حکومتها، تأمین رفاه، امنیت، توسعه و آرامش شهروندان است. هرگاه این فلسفه جای خود را به رؤیاهای ایدئولوژیک، ماجراجوییهای سیاسی و دشمنتراشیهای دائمی بدهد، نخستین قربانی آن مردم خواهند بود.
سیاست و دشمنتراشی؛ آغازی بر بحرانهای پایانناپذیر
در طول تاریخ، بسیاری از حکومتها برای توجیه ناکارآمدیهای داخلی، به خلق دشمنان بیرونی روی آوردهاند. گویی وجود یک دشمن خارجی، آسانترین راه برای خاموش کردن پرسشهای داخلی است. اما تجربه تاریخ نشان داده است که دشمنسازی مستمر، نه امنیت میآفریند و نه اقتدار پایدار؛ بلکه جامعه را به سوی فرسایش اقتصادی، انزوای سیاسی و اضطراب دائمی سوق میدهد.
هنر سیاست؛ جلوگیری از جنگ، نه گسترش آن
سیاستمدار واقعی کسی نیست که در هر افق، سایه جنگ را ببیند؛ بلکه کسی است که حتی در میان آتش اختلافات، راهی برای گفتگو و تفاهم پیدا کند. هنر سیاست در گشودن گرههاست، نه در پیچیدهتر کردن آنها. فرماندهان میتوانند جنگ را آغاز کنند، اما این سیاستمداران هستند که باید مانع آغاز آن شوند.
اگر کشوری در فاصلهای کوتاه با بحرانهای نظامی پیاپی روبهرو شود، این پرسش ناگزیر در ذهن مردم شکل میگیرد که آیا همه راههای دیپلماسی، مذاکره و تدبیر پیش از رسیدن به این نقطه پیموده شده بود؟ آیا نمیشد با عقلانیت سیاسی، از رسیدن به پرتگاه جلوگیری کرد؟ آیا هزینههایی که مردم پرداختند، اجتنابناپذیر بود؟
جنگ؛ فراتر از میدان نبرد
جنگ، هرگز تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد. جنگ در سفرههای کوچک مردم نیز اتفاق میافتد؛ در کارخانههایی که خاموش میشوند، در جوانانی که آینده خود را در هالهای از ابهام میبینند، در خانوادههایی که هر روز نگران فردای خویشاند. صدای انفجار تنها از مرزها شنیده نمیشود؛ پژواک آن در زندگی روزمره میلیونها انسان نیز طنین میاندازد.
پیامدهای اقتصادی سیاستهای تنشزا
اما رنج مردم تنها به سایه جنگ محدود نمیشود. هنگامی که تدبیر از عرصه حکمرانی رخت برمیبندد، بحرانها همچون زنجیری به یکدیگر گره میخورند و زندگی روزمره شهروندان را در محاصره خود میگیرند.
تأثیر بحرانها بر آموزش و آینده کشور
از سوی دیگر، اختلال در روند آموزش و فعالیتهای علمی نیز به زخمی دیگر بر پیکر جامعه تبدیل شده است. تعطیلیهای مکرر مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی، تنها توقف چند روزه کلاسها نیست؛ بلکه به تعویق افتادن توسعه انسانی و علمی یک کشور است.
زنگ خطرهایی که نباید نادیده گرفته شوند
روزنامهها، گزارشهای اقتصادی و آمارهای رسمی سالهاست از مشکلاتی سخن میگویند که همچنان پابرجا ماندهاند؛ از کاهش قدرت خرید گرفته تا دشواریهای اشتغال، رکود تولید، مهاجرت نیروهای متخصص و گسترش نارضایتیهای اجتماعی.
مسئولیت حکومت در برابر رفاه مردم
کشورداری، میدان آزمودن آرمانهای انتزاعی نیست؛ مسئولیتی است در برابر میلیونها انسانی که زندگی، امید و آینده خود را به تصمیمهای حاکمان گره زدهاند. هر روزی که صرف تنشآفرینی، دشمنتراشی و جدالهای فرساینده شود، روزی از عمر توسعه، رفاه و آبادانی کشور کاسته میشود.
صلح، عقلانیت و آیندهای که میتوان ساخت
تاریخ از حاکمانی که کشورها را آباد کردند با احترام یاد میکند، نه از آنان که ویرانههای بیشتری بر جای گذاشتند. نام سیاستمداران بزرگ با صلح، توسعه، رفاه و ثبات گره خورده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جوامع نیازمند سیاستی هستند که زبان آن خرد باشد، نه خشم؛ تدبیر باشد، نه هیجان؛ و صلح باشد، نه جنگ. زیرا در نهایت، آنچه از یک حکومت در حافظه تاریخ باقی میماند، شمار دشمنانش نیست؛ بلکه میزان آرامش، رفاه و کرامتی است که برای مردم خود به ارمغان آورده است.
و شاید بزرگترین شکست یک سیاست آن باشد که مردمش، پس از سالها، هنوز در انتظار روزی باشند که صدای سازندگی بر صدای جنگ غلبه کند.
تورم و کوچک شدن سفره مردم
تورم، همچون اسبی افسارگسیخته، در کوچهها و بازارها میتازد و هر روز بخشی دیگر از توان اقتصادی خانوادهها را با خود میبرد. آنچه دیروز کالایی عادی و در دسترس بود، امروز به آرزویی دور تبدیل شده است. گوشت، مرغ و بسیاری از مواد غذایی که زمانی جزء جداییناپذیر سفره مردم بودند، برای گروهی از شهروندان به کالاهایی کمیاب و گاه دستنیافتنی بدل شدهاند.
فاصله میان شعارها و واقعیت زندگی مردم
در چنین شرایطی، مردم از خود میپرسند که ثمره سالها شعار، تنش و کشمکش چه بوده است؟ اگر هدف سیاست، تأمین رفاه عمومی است، چرا بخش بزرگی از جامعه زیر بار گرانی و نااطمینانی اقتصادی خم شده است؟ چرا شهروندی که باید دغدغه رشد، پیشرفت و آینده فرزندانش را داشته باشد، ناچار است تمام توان خود را صرف تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی کند؟
آشفتگی بازار و کاهش اعتماد عمومی
بازار نیز از آشفتگی در امان نمانده است. مردم هر روز با قیمتهایی تازه روبهرو میشوند و احساس میکنند نظارت مؤثری بر روند افزایش قیمتها وجود ندارد. فاصله میان درآمد و هزینهها بیشتر شده و نگرانی نسبت به فردا، جای امید به آینده را گرفته است.
منافع ملی یا آرمانهای ایدئولوژیک
ایدئولوژی، هنگامی که جای منافع ملی را بگیرد، میتواند کشورها را به مسیرهایی سوق دهد که پایان آن روشن نیست. هیچ آرمانی، هرچند بزرگ، نباید بر آسایش و امنیت مردمی مقدم شود که بار اصلی تصمیمهای سیاسی را بر دوش میکشند
کاهش قدرت خرید خانوارها
افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی باعث شده است که بسیاری از خانوادهها توان خرید گذشته را از دست بدهند. فاصله میان درآمد و هزینهها روزبهروز بیشتر شده و بخش بزرگی از جامعه برای تأمین نیازهای اولیه خود با دشواری روبهرو است.
حذف تدریجی کالاهای اساسی از سفره مردم
گوشت، مرغ، لبنیات و بسیاری از مواد غذایی که زمانی بخشی عادی از سبد خانوار بودند، برای بسیاری از مردم به کالاهایی گرانقیمت تبدیل شدهاند. این روند نه تنها معیشت، بلکه سلامت جامعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
فشار اقتصادی بر نسل جوان
جوانان بیش از دیگر گروههای اجتماعی آثار بحرانهای اقتصادی را احساس میکنند. دشواری در یافتن شغل پایدار، کاهش امید به آینده و افزایش هزینههای زندگی، بسیاری از آنان را با نگرانیهای جدی روبهرو کرده است.
تأثیر تعطیلی مراکز آموزشی بر توسعه کشور
مدارس و دانشگاهها تنها محل آموزش نیستند؛ بلکه مراکز پرورش سرمایه انسانی کشور به شمار میروند. هرگونه اختلال طولانی در فعالیت آنها میتواند روند توسعه علمی و فرهنگی جامعه را کند سازد.
مهاجرت نخبگان و فرار سرمایه انسانی
وقتی فرصتهای رشد و پیشرفت محدود شود، بخشی از نیروهای متخصص و تحصیلکرده به فکر مهاجرت میافتند. این مسئله میتواند خسارتهای بلندمدتی برای توسعه علمی و اقتصادی کشور به همراه داشته باشد.
اولویت منافع ملی در سیاستگذاری
یکی از مهمترین وظایف حکومتها، حفظ و تأمین منافع ملی است. تصمیمهای سیاسی زمانی موفق خواهند بود که رفاه، امنیت و آینده شهروندان را در مرکز توجه قرار دهند.
صلح به عنوان پیشنیاز توسعه
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی و رفاه اجتماعی در فضایی از ثبات و آرامش بهتر محقق میشود. صلح و تعامل سازنده میتواند زمینهساز رشد پایدار و افزایش کیفیت زندگی مردم باشد.

دیدگاهها