شایدها

شایدها؛ در حسرت راه‌های نرفته در حسرت شایدها! شایدهای زندگی سریالی است بی‌انتها. بیتوته در شایدها در شایدهای بسیاری مانده‌ام. در حسرت این شاید‌ها، عمری است که درجا می‌زنم. شایدهایی که به حسرت‌های بسیاری منتهی شده‌اند. شاید اگر راه دیگری را برمی‌گزیدم، اکنون در نقطه‌ای دیگر ایستاده بودم. شاید اگر سخنی را گفته بودم و …
ادامه ی نوشته شایدها